غریزه مرگ و غریزه زندگی دو جبر حاکم بر انسان است
این دو غریزه در تمامی شئونات زندگی ما به چشم میخورد
شما از بام تا شام و شب تا صبح بصورتی اجتناب ناپذیر مرگ و زندگی را تجربه و حس میکنید
با دمی -زندگی را در خود تجربه و با بازدمی مرگ را
با خوردن غذا زندگی را تجربه میکنید و با فضولاتش مرگ را
با آغاز روز زندگی را تجربه میکنید و شب مرگ را
با احساس دوستی و محبت و عشق زندگی را تجربه میکنید
و با احساس تنهائی و بیکسی و خشم و کینه و نفرت مرگ را تجربه میکنید
با بخشش و ایثار زندگی را تجربه می کنید
و با خودپرستی و بخل و حسادت مرگ را
آیا زندگی بهتر است یا مرگ ؟
عموما به دنبال زندگی هستند
در حالی که هرچیزی با ضدش شناخته میشود و جدا از ضد او قابل تجربه نیست
شب در مقابله با روز -شادی در برابر غم -آسایش با وجود رنج -مرد در کنار زن
تا زمانی که به دنبال زندگی باشی مرگ هم مونس تو خواهد بود
و اگر طالب مرگ شوی زندگی هم دست بردار تو نخواهد شد
هرچه بیشتر شادی را جستجو کنی
در کفه دیگرش غم را برداشت خواهی کرد
و به همین ترتیب همه چیز معادله خود را داراست
و تا ابد چرخه مرگ و زندگی ادامه خواهد داشت
و اما
راه رهائی از این دو جبر چیست؟
-فضای یگانگی که همان حیات طیبه الهی است
راه عصمت و طهارت و تزکیه نفس و تقرب به سوی وجه الهی وجود{که فارغ از همه دوگانگی هاست } و باور امامی که در غیبت حضوری ابدی در جان و روح ایمانداران خویش اراده الهی را تا قیامتی کبری به پیش میبرد .
فضای یگانگی -نور وحدت بخش خداست
که خداوند بدان نور هر که را مشیت اش حکم کند هدایت می نماید
همان بهشت وعده الهی که از همین دنیا به نور امامی حی و حاضر در دل مومن به خداوند
روشن و آشکار و احساس میشود و با پایان فرصت این دنیا در آن ساکن می گردیم .
یا مهدی ادرکنی
{استاد شاهد}
نظرات شما عزیزان:
DELSA 
ساعت1:35---3 شهريور 1393
سلام وب خوبی داری به وب ما بیا و در شادی و تولد بابک جهانبخش سهیم باش جون من بیا